صبوری

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

راه

بی صبرانه حضورت را می طلبید

من بی بهانه در خود می شکستم

صبوری کوهی بود بر گلوگاهم

- رعد، بی امان، اشک میباراند

زمان، گذشت را نمی شناخت

ضربان خاطره ها نفس را بریده بود

جستجوی نگاه بی فایده

- وکلاغ سیاه آرامش کاجش را نمی جست

تردید دوباره ها - باور آمدن را لکه دار کرده بود

ومن هنوز- ناباوریم را مخفی نکرده بودم که

صبوریم شکست....

 

تشکر میکنم از  دوست عزیز و مهربانم خانم( س .ا )  که لطف  کردند و این مطلب رو برام فرستادند



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






برچسب‌ها:

تاريخ : دو شنبه 9 دی 1392برچسب:, | 9:50 قبل از ظهر | نویسنده : محمدامين جامي (نیما) |

لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • گویوز