باز باران

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

باز باران با ترانه

با گوهر های فراوان

می خورد بر بام خانه

DonaldZolan_Persian-Star.org_44.jpgمن به پشت شیشه تنها

ایستاده :

در گذرها

رودها راه اوفتاده.

شاد و خرم

یک دوسه گنجشک پرگو

باز هر دم

می پرند این سو و آن سو

می خورد بر شیشه و در

dozenroses.gifمشت و سیلی

آسمان امروز دیگر

نیست نیلی

یادم آرد روز باران

گردش یک روز دیرین

خوب و شیرین

توی جنگل های گیلان:

DonaldZolan_Persian-Star.org_44.jpgکودکی دهساله بودم

شاد و خرم

نرم و نازک

چست و چابک

از پرنده

از چرنده

از خزنده

بود جنگل گرم و زنده

dozenroses.gifآسمان آبی چو دریا

یک دو ابر اینجا و آنجا

چون دل من

روز روشن

بوی جنگل تازه و تر

همچو می مستی دهنده

بر درختان می زدی پر

هر کجا زیبا پرنده

برکه ها آDonaldZolan_Persian-Star.org_44.jpgرام و آبی

برگ و گل هر جا نمایان

چتر نیلوفر درخشان

آفتابی

سنگ ها از آب جسته

از خزه پوشیده تن را

بس وزغ آنجا نشسته

dozenroses.gifدمبدم در شور و غوغا

رودخانه

با دوصد زیبا ترانه

زیر پاهای درختان

چرخ می زد ... چرخ می زد همچو مستان

چشمه ها چون شیشه های آفتابی

DonaldZolan_Persian-Star.org_44.jpgنرم و خوش در جوش و لرزه

توی آنها سنگ ریزه

سرخ و سبز و زرد و آبی

با دوپای کودکانه

می پریدم همچو آهو

می دویدم از سر جو

دور می گشتم زخانه

می پراندم سنگ ریزه

تا دهد بر آب لرزه

بهر چاه و بهر چاله

dozenroses.gifمی شکستم کرده خاله

می کشانیدم به پایین

شاخه های بیدمشکی

دست من می گشت رنگین

از تمشک سرخ و وحشی

DonaldZolan_Persian-Star.org_44.jpgمی شنیدم از پرنده

داستانهای نهانی

از لب باد وزنده

راز های زندگانی

هرچه می دیدم در آنجا

بود دلکش ، بود زیبا

شاد بودم

می سرودم :

" روز ! ای روز دلارا !

داده ات خورشید رخشان

dozenroses.gifاین چنین رخسار زیبا

ورنه بودی زشت و بی جان !

" این درختان

با همه سبزی و خوبی

گو چه می بودند جز پاهای چوبی

DonaldZolan_Persian-Star.org_44.jpgگر نبودی مهر رخشان !

" روز ! ای روز دلارا !

گر دلارایی ست ، از خورشید باشد

ای درخت سبز و زیبا

هرچه زیبایی ست از خورشید باشد ... "

اندک اندک ، رفته رفته ، ابرها گشتند چیره

آسمان گردیده تیره

بسته شد رخساره خورشید رخشان

ریخت باران ، ریخت باران

جنگل از باد گریزان

چرخ ها می زد چو دریاdozenroses.gif

دانه های گرد باران

پهن می گشتند هر جا

برق چون شمشیر بران

پاره می کرد ابرها را

DonaldZolan_Persian-Star.org_44.jpgتندر دیوانه غران

مشت می زد ابرها را

روی برکه مرغ آبی

از میانه ، از کناره

با شتابی

چرخ می زد بی شماره

گیسوی سیمین مه را

شانه می زد دست باران

باد ها با فوت خوانا

می نمودندش پریشان

dozenroses.gifسبزه در زیر درختان

رفته رفته گشت دریا

توی این دریای جوشان

جنگل وارونه پیدا

بس دلارا بود جنگل

DonaldZolan_Persian-Star.org_44.jpgبه ! چه زیبا بود جنگل

بس ترانه ، بس فسانه

بس فسانه ، بس ترانه

بس گوارا بود باران

وه! چه زیبا بود باران

می شنیدم اندر این گوهرفشانی

رازهای جاودانی ،پند های آسمانی

" بشنو از من کودک من

پیش چشم مرد فردا

زندگانی - خواه تیره ، خواه روشن -

dozenroses.gifهست زیبا ، هست زیبا ، هست زیبا !

تمام ثانیه های زندگیت مالامال از باران شادی--nima


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






برچسب‌ها:

تاريخ : سه شنبه 18 مهر 1391برچسب:, | 7:44 قبل از ظهر | نویسنده : محمدامين جامي (نیما) |

لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • گویوز